بارالها ! دوستي ات را محبوب ترين چيزها نزدم گردان . ترس از خودت را ترس بارترين چيزها برايم قرار ده و با شوق ديدارت، نيازهاي دنيا را از من ببُر و هر گاه چشمْ روشني اهل دنيا را از دنيايشان قرار دادي، چشمم را با عبادتت روشن کن . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

مائده ولايت - ولايت عشق

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ مائده ولايت (2)(دوشنبه 17 دي 1386 ساعت 3:40 عصر )

هو الجميل


 


اللهم صل علي الکهف الحصين، وغياث المضطر المستکين، حجتک و کلمتک الناموس الاکبر، الامام المهدي المنتظر، اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه، واجعلنا من انصاره و اعوانه، والفائزين بلقائه


صلوات خاصه حضرت حجت     


**


 اين متن رو قبلا تو وبلاگ قبليم نوشته بودم ولي تا آماده کردن متن جديدم بي ارتباط ندونستم مخصوصا با جريانب که ديشب برام پيش اومد يه جور ... يا علي ... :


 


اين همه از غدير ميگوييم که چه؟ به چه درد ما ميخورد؟  فقط به اين درد ميخورد که شب اول قبر که نکير و منکر براي پرسش دين مي آيند جوابي براي سؤال «من کنت امامک؟» آنها داشته باشيم؟!!!


از داستان غدير نميگويم که همه ميدانيم و به اندازه کافي شنيده ايم کما اينکه هر قدر هم که بشنويم باز هم کم است.


در سوره طه آيات 115 الي 124 داستان عهد انسان با پروردگار را بيان ميکند .


ما با آدم عهدي بستيم و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نيافتيم (115) و هنگامي که فرشتگان را گفتيم به آدم سجده کنيد همه سجده کردند الا ابليس که امتناع کرد.(116) آنگاه گفتيم اي آدم! محققا اين شيطان با تو و همسرت دشمني دارد مبادا شما را از بهشت بيرون آرد و از آن پس به شقاوت و بدبختي گرفتار شويد.(117) همانا براي تو در بهشت آن است که نه هرگز گرسنه شوي و نه هرگز برهنه عريان ماني.(118) و نه هرگز تشنه ميشوي و آفتاب تو را آزار ميدهد (سرپناه خواهي داشت).(119) ... و هر کس از ياد من اعراض کند همانا معيشتش تنگ شود و روز قيامت نابينا محشور ميشود.(124)


از اين آيات اين استنباطها اخذ ميشود :


بودن در بهشت سعادت است و خروج از آن شقاوت و بدبختي. در بهشت گرسنگي، عرياني، تشنگي، بي سرپناهي نداريم. سعادت بدين معناي ظاهري و ابتدايي و دنيوي داشتن نان و مسکن و رفاه (بدون دغدغه) مد نظر است.


بيش از 200مأخذ وجود دارد که با واسطه يا به طور مستقيم اين حديث را با کيفيتهاي نزديک به هم از ذوات ائمه فرموده اند :


از سعادت انسان؛ داشتنِ : خانه بزرگ و راحت (نه فقط داشتن خانه بلکه خانه راحت !)؛ مرکبي رهوار - ماشيني که پنچر نشود و تو را به منزل برساند - (نه فقط مرکب بلکه مرکبي راحت)؛ و زندگي راحت است. داشتن قدرت براي رفع نياز نيست بلکه امکانات از نوع راحت و خوب آن مد نظر است.


هر جامعه اي که در آن نگراني براي امرار معاش نباشد آن جامعه بهشت است.که هنر اديان دادن دو بهشت به انسان است.


در تفسير قنوت (ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الآخرة حسنه ...) آمده است که حضرت صادق (ع) ميفرمايند : حسنه در اينجا همان معاش و کاسبي و مسکن راحت است.


در اين آيات سوره طه اشاره شده است که غفلت از ياد و ذکر خدا معيشت را تنگ ميکند. و مشکلات معيشتي گريبانگير فرد غافل ميشود . يکي از راحتي هاي دنيا ازدواج است که در روايات آمده که هر کس ازدواج کند نصف دينش را حفظ کرده پس در حفظ نصفه ديگرش تلاش کند.


در زمان صدر اسلام صحابه از بودجه دولت، سهمي را به عنوان خرج ساليانه دريافت ميکردند. در اين ميان سلمان برنامه ريزي براي اين پول ميکرد و مثلا براي 12ماه خود برنامه داشت و براي آخر سال خود نيز پولي داشت (بودجه بندي ميکرد)؛ اطرافيان به سلمان خرده ميگرفتند که : تو از کجا ميداني که فردا زنده اي يا نه که پول نگه ميداري؟ که در جواب منتقدين حضرت سلمان (رض) ميگفت : شما را نميدانم ولي من ادامه حيات را ميبينم نه مرگ را و اضافه ميکرد : اگر انسان پولش جلوي چشمانش نباشد (رفاه نداشته باشد) قلبش آرام نمي گيرد. و با قلب متلاطم نميتوان عبادت کرد.


در نتيجه اين مباحث به اينجا ميرسيم که عوامل مادي مانند : پول، ازدواج، رفاه، مسکن، غذا و ... در معنويات مؤثرند.


حال ارتباط اين مطالب با عيد گذشته اي که من با تأخير دارم ازش نقل قول ميکنم يعني عيد غدير چيست؟ اصلاٌ اين مسائل چه ربطي به غدير دارد؟


حتما شنيده ايد که پيامبر(ص) در جاهاي مختلف فرمود : «من شهر علمم و علي درب آن» يا «من شهر حکمتم و علي درب آن» و ... ولي اين جمله را دقت کنيم : « من شهر بهشتم و علي درب آن» که ابن مغازلي يکي از برادران سني (شافعي) در کتاب خود به نام مناقب علي بن ابي طالب اين مطلب را آورده است. حالا اين حديث يعني چه؟


يعني هر کس ميخواهد وارد بهشت شود بايد از درب آن وارد شود و درب آن علي بن ابي طالب است. يعني کسي که سعادت دنيا و سعادت آخرت را مي خواهد بايد به علي رجوع کند.


شيروي پسر شهرداد ديگر برادر سني از اهالي ديلمي در کتاب خود با نام فردوس الاخبار حديثي از پيامبر آورده :


پيامبر(ص) به امير المؤمنين(ع) ميفرمايد : 


اي علي ! اگر انساني (مسلمان) باشد که ??? سال عبادت کند (خالص) و مانند کوه احد طلا داشته باشد و همه را در راه خدا انفاق کند و 1000حج با پاي پياده انجام دهد (نه با هواپيما !!) و در مقدس ترين مکان مسلمانان (بين صفا و مروه) مظلومانه کشته شود؛ درحالي که ولايت و حب تو را نداشته باشد بويي از بهشت به دماغ او نخواهد رسيد.


به بهشت نميرود چون درب بهشت را گم کرده است.


فلسفه غدير تنها تأمين دنيا نيست. اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه ميفرمايد : من 4سال و اندي حکومت کردم و اکثرش را در جنگ بودم که فقط 18ماه در صفين زمينگير بودم؛ ولي با اين حال کسي را در حکومت من نميبينيد که بي سرپناه باشد و من ار رفاه مردم کوتاهي و غفلت نکردم.


ابن هجر هيثمي از ديگر عزيزان سني ميگويد :


ابوبکر و امير المؤمنين نشسته بودند و ابوبکر به حضرت تبسم مينمود. اميرالمؤمنين علت تبسم را جويا شدند؛ ابوبکر گفت يا علي از پيامبر(ص) شنيدم که گفت هيچ کس از صراط نميگذرد مگر آنکه علي جواز عبورش را بدهد.


صراط يعني مرحله تبديل ماديت به معنويت؛ يعني هيچ عاملي نميتواند ماديت را به معنويت تبديل کند مگر ولايت حضرت.


مرحله پايين ولايت؛ دوستي حضرت است. ولايت زوري نميشود؛ تا مردم خودشان نخواهند و نپذيرند فايده ندارد. همانگونه که پيامبر(ص) فرمودند :  اي علي ! مثل تو مثل کعبه است، که کعبه به زيارت کسي نميرود بلکه مردم به طواف کعبه ميروند و تو نيز اينگونه اي. مردم بايد به يک رشد عقلي برسند تا علي و علي زمانشان (حضرت حجت) را بپذيرند و بدون رشد عقلي و پذيرش جهاني ظهور حضرتش امکان ندارد. هرگاه رفاه فردي مطرح نباشد و رفاه جمعي مطرح باشد، حضرت ظهور خواهند کرد. مراحل پيشرفته و کامل ولايت «اولي به تصرف» است . يعني وقف حضرت بودن. يعني خواست امام بر هر چيزي (حتي خواست من) ارجحيت دارد.


**


هر که دارد هوس کرببلا بسم الله 


 


شيعه را گفتند از چه رو محرم را اينگونه زنده ميداري؟


گفت : از آن روز که تاريخ، با آن همه شاهد، غدير را از ياد برد؛ ترسيدم عاشورا نيز فراموش شود.


 


***


 


و من الله توفيق


يا علي مدد


» حق جو
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ مائده ولايت(چهارشنبه 6 تير 1386 ساعت 12:42 صبح )

هو الجميل


 


 


الوعده وفا (رجوع کنيد به ششمين اضافات از پست قبليم !!!!) :


فلسفه نام گذاري سوره مانده به نام سوره ولايت


1) سوره مائده آخرين سوره بلند نازل شده بر پيامبر (ص) ميباشد ... (سوره هايي بلند هستند که از سوره محمد(ص) بلند تر باشند)


2) بيشترين تعداد «يا ايها الذين ءامنوا» در اين سوره آمده است . (16 مرتبه) که اين خود ميزان اهميت موضوع را نشان ميدهد که بيشترين تعداد خطاب به ايمان آورندگان را به کار ميبرد.


3) اولين آيه آن با تذکري به وفاي به عهد آغاز ميشود : « يا ايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود ... »


نکند مکر بني ساعقه تکرار شود ...


4) از لحاظ محاسبات حروف ابجد کلمه « يا علي » يا « اي علي » با تعداد آيات اين سوره با احتساب « بسم الله الرحمن الرحيم » ؛ 121 ميشود ... قابل ذکر است که جمعي از مفسرين شيعي معتقدند که «بسم الله» نيز جزو آيات سوره محسوب ميشود .


5) در اين سوره از مائده سخن به ميان آمده (در داستاني در رابطه با انصار حضرت عيسي(ع)) و به تفسير ولايي مراد از مائده آسماني همان ولايت امير المومنين (ع) است ، که براي هدايت بشر است بعد از نبي اکرم (ع) .


6) تعداد حداقل 3 آيه (مستقيم) در ارتباط با ولايت مولا ذکر شده که اکثرا به صورت اختفا و ساتر شده است ... يعني آيات به اينچنين مهمي در بين آياتي که احکام شکار و خون و حرام و حلال گوشت را برسي ميکند قرار دارد که اين خود جالب است و عده‏اي آن را جهت مصونيت از دست غارتگران خلافت ميدانند.


7) يه نگاه به آيات ابتدايي اين سوره (تا آيه 11) بندازيد و به آيه 55 و به آيه


 


اضافات :


الف) برات کربلامون جور شد (قربونت برم امام رضا(ع)) ولي ... اين دل ما بود که دل نبود ... همراهي نکرد با من گنه‏کار ...


ب) يه نگاه به وبلاگا انداختم ديدم همه از 3وم تير نوشتن و شور و از اين سياسي بازيا ... نميگم بده ولي دگم بودن بده اينکه ما يکي رو بکنيم رب النوع عدالت ... !!!!!! خوب معلومه اگرم يه جايي پاش لغزيد اونوقت خود عدالت ميره زير سوال ... من فکر ميکنم بايد به عملکرد هر کس نگاه کرد ... و به قولي :‏ « به سخن گوينده نگاه کن نه به گوينده!)


ج) من هميشه به گزينه جيم ارادت داشتم و شعارم اين بود به بچه ها که : گزينه جيم يادتون نره ( صرفا جهت مزاح بود همين!)


د) تو ايام شهادت بي بي چيزي نوشتم ... چون خيلي وحشتناکه نوشتن از اون ماجراها ... ولي :


 


حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود


خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود


 


اي که ره بستي ميان کوچه ها بر فاطمه


گردنت را ميشکست آنجا اگر عباس بود


 


نه که حسنين (ع) و بني هاشم بي غيرت بودند ! نه ... بحث سر غيرت عباسه ...


 


السلام عليک


يا صاحب الدعوة النبويه


و الشجاعه العباسيه


ه) يه دوست ميگفت وبلاگ نوشتن کار آدماي علاف (الاف!) هست ... و هيچ سودي نداره ! نظر شما چيه ؟


 


و من الله التوفيق


يا علي مدد


» حق جو
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[29/5/1387- 1:36 ع] سکوت(4)
[13/5/1387- 7:5 ع] سکوت(3)
[20/4/1387- 4:7 ع] سکوت (2)
[17/4/1387- 3:56 ع] سکوت(1)
[31/3/1387- 7:25 ع] سخني با دوست (31)
[آرشيو شده ها]

بازديدهاي امروز: 4  بازديد
بازديدهاي ديروز: 27  بازديد
مجموع بازديدها: 7573  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

مائده ولايت - ولايت عشق
حق جو[39]
بر حصير دل نشستند آنقدر بيـــگانگان تا دگر بر روي آن يک آشنا هم جا نشد الهي! عاقبت محمود گردان ...
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موضوعات وبلاگ«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: