هو الجميل
پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفيفِ پاکدامني نيست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نميگردد، همانا عفيفِ پاکدامن، فرشته اي از فرشته هاست.
(حکمت 474 - نهج البلاغه)
به صفاي دل رندان صبوحي زدگان
بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند
اي خداي محمد!
تو گفتي که گنهکاران، با شفاعت و استغفار رسول، آمرزيده ميشوند. ما عقب ماندگان از عصر ظهور پيامبر، چه کنيم اگر مصطفاي جاودانه تاريخ، برايمان دست استغفار بر نياورد؟!
اي خداي مرتضي!
گردي از گامهاي فتوت مرتضي را بر سر جهانيان بپاش تا ريشه نامردي در جهان بخشکد.
اي خداي علي!
اگر خلق عالم، علي را ميشناختند، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم، علي را دوست ميداشتند، جهنم آفريده نميشد. حضورمان را در بهشت عشق علي جاودان بدار.
اي خداي فاطمه!
اگر دست آرمان زنان، به گرد گامهاي زهرا ميرسيد، جهان گلستان ميشد.
جهان را گلستان کن!
اي خداي مجتبي!
روح ما را به حلم، زيباترين فضيلت انسان بياراي تا چشمه اي از تشيع مجتبوي در ما ظهور کند.
اي خداي حسين!
ائمه معصوم، ابواب رحمتند و کشتي نجات. ما را از بازترين باب و سريعترين کشتي نجات، محروم مساز.
اي خداي سجاد!
چه بزرگي تو که با وجود سجاد، ديگران را نيز بنده ميشماري، عبادتشان را به حساب ميآري و بر سرشان سايه خدايي ميگستري.
ما هر چه بندگان بديم، تو خداي خوبي! به ما لياقت بندگي ات را عنايت کن!
اي خداي باقر!
علم نيست آنچه در نزد مردمان است. علم، آن است که مظهرش، باقر العلوم است. ما را سنگريزه اي از سلسله جبال علوم باقري عنايت کن!
اي خداي صادق!
ما را چنان تفقدي در دين عنايت کن که سره از ناسره بازشناسيم و تجريف و انحراف و التقاط را از حقيقت محض، تميز دهيم و شيعه راستين امام صادق باشيم.
اي خداي صابر!
ظرف صبوري و تحملمان را وسعت بخش و جانهايمان را براي پذيرش ابتلاء خودت سرشار از رضايت و اشتياق کن.
اي خداي علي بن موسي الرضا!
اماممان بي ترديد شنواي سلاممان هست. ما را شنواي پاسخ ايشان قرار ده و ارتزاقمان را بر خوان سرشار از برکتش، مستدام و روزافزون کن.
اي خداي جواد!
باران کرامت جواد الائمه شايستگي نميطلبد و بر شوره زار گلستان ميبارد. ما را شناساي اين کرامت بي نظير قرار ده.
اي خداي هادي!
آنگاه که خورشيد هدايت در محاق مظلوميت مستتر ميشود، براي دريافت انوار ولايت، ما را چشم بضيرت، عنايت کن.
اي خداي حسن بن علي العسکري!
از زمان حضور آخرين امام حاضر، جهان همچنان تاوان بي لياقتي اش را پس ميدهد. به ما لياقت ديدار فرزند عسکري را عنايت فرما.
اي خداي مهدي!
در جهان کيست که ريزه خوار سفره امام نيست.
چشمي عنايت کن که ولي نعمت خويش را باز شناسيم.
[و من ميگويم : پاک کن ديده و وانگه سوي آن پاک نگر ** چشم نا پاک کجا ديدن آن پاک کجا؟]
اي خداي رمضان!
ميهماني تو دعوت به نخوردن و نخواستن، دعوت به پرهيز و ستيز است. همچنانکه دوست داشتنت، دعوت به پذيرش بلاء و ابتلاء.
به ما تفهيم کن که تو جهان را چگونه نگاه ميکني.
اي خداي شب قدر!
شب قدر، بي ترديد مجراي نزول برکات توست.
ظرف وجودمان را براي پذيرش برکاتت وسعت ببخش!
(بدون دخل و تصرف از کتاب : مناجات سيد مهدي شجاعي)

_____________________
اضافات:
تو پيامها احتمالا ديديد که يه بحثي پيرامون آب در کربلا پيش اومد ... عزيزي نميدونم چرا، ولي اين سوالو مطرح کرد که اصلا امام حسين چاه مگه نميتونستند بزنن پس چرا نزدند؟ خوب در همون قسمت پيامها يا به اصطلاح شما کامنتها! يه سري نظريات عاميانه و ابتدايي رو عرض کردم ... ولي اين سوال بي پاسخ نيست و ميتونيد تو کتاب ها و اينترنت پيش بگرديد ... من اين جوابو براش دارم ... البته ايشون معتقد بودند که نبايد سوالشون عمومي بشه چون خطرناکه!!!!
و اما بعد ...
از گزارشهاي معتبر تاريخي چنين به دست مي آيد که سه روز قبل از شهادت ابي عبد الله(ع) (روز هفتم) از عبيد الله به عمر دستوري صادر ميشه مبني بر اينکه «بين حسين و آب فاطله بيانداز و حتي قطره اي به ايشان آب نرسد و اين عمل را نوعي خونخواهي عثمان قلمداد ميکند!» (بلاذري، ج3)
در اين دو سه روز امام(ع) و يارانشان به طرق مختلف سعي در به دست آوردن آب داشتند دليلش هم گرماي سوزان و وجود زنان و کدکان در کاروان بود.
در منابع تاريخي آمده که امام(ع) در محدوده خيمه ها اقدام به حفر چاه ميکنند ولي وقتي به ابن زياد گزارش دادند، اين ملعون دستور شدت عمل بيشتر و ممانعت از حفر چاه را به ابن سعد ميدهد. (الفتوح، ج5)
همچنين آمده حضرت عباس(ع) به همراه سي سوار و بيست پياده حمله اي شبانه براي کسب آب ميکنند و موفق به پر کردن بيست مشک آب ميشوند. (وقعه الطف)
حتي نوشيدن آب آخر و غسل کردن به يارانشان هم آمده در شب عاشورا (بحار الانوار، ج 44)
ولي آنچه مسلم است اين است که در آن صحراي سوزان و جيره بندي آب تشنگي امان از همه بريده بود. اميد است با تفکر و عقل براي اماممان گريه کنيم. که گريه بي تعقل به جايي نرسد. اينکه پي علت باشيم و هدف نه دنبال وسيله اي براي گريستن!!
و من الله التوفيق
يا علي مددي
هو الجميل
لا يستوي اصحب النار و اصحب الجنة اصحب الجنة هم الفائزون
هرگز اهل جهنم و اهل بهشت با هم يکسان نيستند ، اهل بهشت به حقيقت سعادتمندان عالمند
سوره حشر – آيه 20
**
يا من يعلم مراد المريدين
يا من يعلم ضمير الصامتين
يا من يسمع انين الواهنين
يا من يري بکاء الخائفين
يا من يملک حوائج السائلين
يا من يقبل عذر التائبين
يا من لا يصلح عمل المفسدين
يا من لا يضيع اجر المحسنين
يا من لا يبعد عن قلوب العارفين
يا اجود الاجودين
۶۴ جوشن کبير
**
چه بسا کساني که با ستايش ديگران فريب خوردند
امير المؤمنين (ع) ، حکمت ۴۶۲
**
پاي ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرمــــــا بر نخيل
حافظ عليه الرحمة
**
سفارش ميکنم شمارا به تقواي خدا که پايان نرسد نعمتش و انتها ندارد رحمتش و بي نياز نشوند از او بندگان.
مرگ پايان و سرانجام آفريدگان است . و راه سير و تکميل همه اهل عالم . و دنيا خانه اي است که سر خط فنايش نوشته و کوچ ساکنانش را ثبت کرده.
بيشتر مردم قصد ماندن در ان را دارند ؛ و بزرگ نمايد ساختمانش را و آن شيرين و خرم است براي جوينده شتابانيکه ميگذرد و در دل بيننده فريبنده به نظر مي رسد .
نجوييد از آن بيشتر از اندک ؛ و نخواهيد از آن برتر از کفايت زندگي ؛ و راضي باشيد از آن به اندک ؛ و چشم نيندازيد به دنبال آنچه از او خوشگذرانان دارند .
و آگاه باشيد همانا امروز ميدان مسابقه هست و خود مسابقه فرداي قيامت مي باشد . که برد اين مسابقه جايزه اش بهشت است و عقب ماندگي در آن دوزخ ...
خطبه عيد فطر توسط امير المومنين روحي فداه
**
فرخ آن روز که از اين قفس آزاد شوم
از غم دوري دلـــــدار رهم شاد شوم
نه به ميخانه مرا راه ، نه در مسجد جا
يار را گو ، سببي ساز که ارشاد شوم
**
"بندگي ريسماني است که نمي گذارد انسان در چاه گناه بيفتد. اگر طنابي که سطل را با آن ميکشيم، بريده شود، سطل در چاه مي افتد و غرق مي شود.
بندگي هم اگر بريده شود، انسان در آلودگي مي افتد. اما تا وقتي که اين ريسمان نبريده خدا انسان را مي کشد به طرف خودش. البته خدا آن قدر مهربان است که حتي اگر اين ريسمان به اندازه تار مويي هم باشد، آن را مي کشد و بنده خود را رها نمي کند؛ دست او را مي گيرد و از منجلاب دنيا بيرون مي کشد.
مشکل دنيا که مشکل نيست. گرفتاري دنيا که گرفتاري نيست. مريضي دنيا که مريضي نيست. مريضي گناه خيلي سخت تر است. گرفتاري هاي سخت تري پيش رو داريم.
آرامش در همه چيز خوب است؛ آهسته راه برويد تا به زمين نيفتيد. آهسته حرف بزنيد تا حرف اشتباه نزنيد و بدانيد که چه مي گوييد.
آهسته بنويسيد تا اشتباه ننويسيد. ( در عبادت هم همين طور است؛ ) آهسته عبادت کنيد تا بدانيد که چه کسي را عبادت مي کنيد. کسي که خدا را آهسته و با آرامش عبادت کند، تمام روح و جسمش در آرامش قرار مي گيرد؛ همه هستي دنيا ( و دل مشغولي هاي آن) از او دور مي شود و فقط خدا در کنار او مي ماند. "
(حاج محمد رضا الطافي نشاط)
**
تا منصوري لاف انـــاالـــحق بزني
نا ديده جمال دوست غوغا فکني
*
دک کن جبل خودي خود چون موسي
تا جلوه کند جـــمـال او بـــي ارنـــــــي
امام(ره)
**
__________
اضافات :
1. چرا ... به خدا من هم تو دلم ميريزم ... خيلي وقتا شده دلم گرفته ... نگو از چي ... از خيلي چيزا ... ولي همين که يکي از در اتاقم مياد تو و مزاحم خلوتم و تنهاييم ميشه مجبور ميشم غم دلم رو همونجا چال کنم و لبخندي به لب جوابشو بدم ... تيکه بخورم از نزديکترين کسانم ولي دم بر نيارم ... نکنه خداي نکرده دلشون آزرده بشه ... نکنه حرفي بزنم که دل کسي برنجد ... نگاهي کنم که دل کسي بلرزد ... خطي ننويسم که آزار دهد کسي را ... راهي نروم که بيراه باشد ... نکنه ... نکنه ...
يارو اصلا حضرت حجت رو قبول نداشت ... (اين يارو که ميگم برادرمه ها ييهو فحش ندين بهش!!) بعد از سه سال ميرسه به جايي که از من دعوت ميکنه باهاش برم جمکران! ... ميگه برا بچم نماز شکرانه يخون! ... ميگه من ماه رمضون روزه ام! ... ميگه!! ... ميگه بهترين کتاب شناخت حضرت زهرا و حضرت امير (ع) رو برام بخر !.. بعد يه سر ميره جمکران ... هر چي ميخواد ميگيره بر ميگرده ... ولي نميدونم اين دل صاحب مرده ما کي ميخواد آدم شه ... کي ميخواي بهش يه تلنگر بزني ... منتظر يه تلنگرم تا بيدار بشم ... ميدوني که من خوابم سنگينه ... بايد حتما يکي تلنگر بهم بزنه ... اينقدر سنگينه که اگه بگن الان حضرت حجت (عج) ظهور کردند ميدونين که چي ميگم ... حالا بي خيال تا نماز صبح بهش ميپيوندم ...
2. مهموني هم که تموم شد ... سفره رو جمع کردن ... من مشغول چي بودم ؟!!! ... اصلا نفهميدم ...
گر تو را در خانه جانـــــــان شبي مهمان کنند
گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش
ما رو که يه سي شبي مهمون کردند ولي مثل اينکه کر و کور و لال بودم ...
3. خوبه ديگه من از اون مگه چي ميخوام . هر چي بهش بيشتر محتاج ميشم ؛بيشتر عذاب ميکشم. من فکر ميکردم اين قانون مخصوص آدماست ... ولي مثل اينکه اول از خودت شروع ميشه؟ هاي هاي . چي کار کنم ؟ با کي به جز تو درد و دل کنم . گريه هام رو پيش کي ببرم بهتر از خودت . بهتر از تو خريدار سراغ نداشتم وگرنه ميبردم .
4. اشکال از ما آدماست ؛ که اينقدر جلوي پامونو نگاه ميکنيم که نکنه زمين بخوريم . بابا دل رو بزن به دريا ؛ توکل کن ؛ يه يا علي و ... عشق آغاز ميشد اي کاش . از توکل گفتم ؛ همون چيزي که در به در دارم دنبالش ميگردم تا شايد يه خورده منو آروم کنه .
من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش
گر که قصد سوختن داري بيا مردانه باش
5. بد جور نياز دارم يه چند وقتي برم تو لاک خودم ... فارق(فارغ!) از خويش شوم کوس انا المجنون بزنم ... يه چله به اميد خدا ... چهل شب سوره حشر اينبار به نيت حضرت زهرا (س) ... من که نامحرمم بي بي ، ولي به حق محرمهاي حرمت کمک کن .
6. شما هم برام دعا کنيد ... دعاي مومن در حق يه مسلمون(حداقل اسمي!) خوب ميگيره ...
و من الله التوفيق
يا علي مددي
هو الجميل
باز هم دلم هواي ميخانه کرده ساقي ... قيافه هاي عجيب و غريب ... نگاه هاي مرموز ... سادگي کجاست ...؟!!!
اللهم الرزقنا ... !!!
ساده بوديم ولي ساده نمانديم دريغ
غرق در خود شده آزاده نمانديم دريغ
*
گرچه از روز ازل عشق به ما فرمان داد
سرکشي کرده و دلداده نمانديم دريغ
داروخانه اي پيدا نميشود که شربت معرفت داشته باشد ... يا قرص شجاعت ... کرم سادگي و ضد تجملات ... بقاليي يافت ميشود که يه سير عشق بفروشه ... اصلا عشق رو ميشه خريد و فروش کرد ؟!!!! حالا تو اون مغازه چند گرمي ايمان هم باشه يا 200 گرم اخلاق خوبه ...!!!
زنده هستيم که بخوريم ... يا ميخوريم که زنده بمونيم ... زنده بمونيم و حالا چه کار کنيم ... مسئله اين است ...
ولي ...
ما زنده به آنيم که آرام نگيريم
آسودگي ما نشان عـــــدم ماست
تا حالا موج ديديد ...؟!! چه سوال مزخرفي ... تا حالا با موج کشتي گرفتيد ...؟!! تا حالا شده با موج فوتبال بازي کنيد ..؟!! موج شوت بزنه و شما بگيريد ...؟!! اصلا تا حالا موج بوديد ...؟!!! موج ... خروشان و پر تحرک ... ! شجاع و نترس ... ! ساده ولي مومن به کارش ...! عاشق و دلباخته ...!
تا به حال دريا ديديد ... ؟!! نه ببخشيد دريا دل ديديد ... ؟!! بزرگ ... در عين اينکه بزرگ هست و خوب همه چيز را در خودش غرق ميکند ... تا به حال به جنگ دريا رفتيد ..؟!! اصلا تا به حال دريا بوديد ...؟!!!
پر پرواز ندارم هوس پريدنم نيست ...
دل دريايي ندارم ، هوس شنا نکردم ...
هوس خوابي آرام بي خيال روز و روزگار ...
در خواب پر پرواز خواهم داشت ...
هوس پريدنم خواهد آمد ...
در خواب تقريبا همه چيز دستيافتني است ...
بايد بخوابم ولي ...
ولي قبل از خواب يادم نرود اجازه از حضرت عشق(اا) بگيرم ... _ نکته اينکه «اا» مخفف اللهم الرزقنا هست _
يادم باشد وضو بسازم ...
يادم باشد بر دستان پدر و مادر بوسهاي ؛ شايد ديگر ...
يادم نرود چشمانم را بشويم ، شايد غبار گرفته باشد ... شايد آنجايي که نبايد نگاه کرده باشند نگريده باشند ...
يادم نرود گوشهايم را از تنين آهنگ هاي نامهربان با آن ، که خواسته يا بالاجبار روزگار تهي ! شنيده ؛ پاک کنم ...
يادم باشد هارد دلم هنوز جا دارد ...
بر حصير دل نشـــستند آنقدر بيگانگان
تا دگر بر روي آن يک آشنا هم جا نشد
يادم باشد لطفهاي اطرافيان را ... براي روز مبادا ... ( که اين روز چه روزيست نميدانم ...!!!)
قبل از خواب يادم باشد آيت الکرسي بخوانم نکند دلم آسيب ببيند ... نکند دلم برود جايي که نبايد برود ...
يادت باشد در خواب هيچگاه صدايم نکني ... شايد خواب خوبي ميبينم و نبايد بيدار شوم ... ولي وقتي خدا صدايم ميکند و من غافل شدهام يادت باشد ... يادت باشد حتما بيدارم کني ...!!!
ولي ... زندگي خواب نيست ؛ حقيقتي است براي رسيدن به عشق ... عشق بي پايان ... به خدا ... پس يادم باشد بايد هميشه هوشيار بود و بيدار ... نکند در خواب هم خوابم ببرد ... در خواب هم بايد بيدار بود ... و به ياد حضرتش ...
بارپروردگارا ! درست است که بنده شايستهاي نبودهايم (يا بهتر بگويم نبودهام!) ولي باور کن ...!!! بماند براي روز مبادا ... !!!
روي بنما و مرا گو ز جــــان، دل برگير
پيش شمع آتش پروانه بجان گو درگير
*
در لب تشنه ما بين و مدار آب دريغ
بر کشته خويش آي و ز خاکش برگير
*
چنگ بنــــواز و بساز ار نبود عود چه باک
آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گير
حافظ (عليه الرحمة)
***
و من الله التوفيق
يا علي مدد
هو الجميل
اضافات :
1. نپرسيد اضافات به چي ... چون عکسم حجت رو تمام کرده بر هر نوشتهاي که ميخواستم بنويسم ...
2. با اينکه شنيدم و ميدونم که شنيديد که ميگن : بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه ولي ... :
3. به بهونه ميلاد با سعادت حضرت زينب(س) ... اسوه صبر ... فرزند صبر ... خواهر ايثار ... راستي من که اينطوريم ؛ با شنيدن نام زينب(س) بي درنگ ياد کربلا ميافتم ... شنيدم در جايي (!!!) در کربلا ائمه (ع) هر کدوم به سهم خودشون نمايندهاي داشتند : پيامبر(ص) ، حضرت علي اکبر(ع) رو داشتند ؛ امير المؤمنين(ع) ، عباس(ع) رو داشتند ؛ حسن(ع) قاسم رو داشتند ؛ زهراي مرضيه(س) ، زينب(س) رو داشتند ؛ و حضرت محسن(ع) ، علي اصغر(ع) رو ...
4. به بهونه فتح خرمشهر فتح ارزشها ... به ياد امام (ره) ...
5. به بهونه عرض ارادت و عرض شرمندگي ... به خدا شعار نميدم ... به امير المؤمنين(ع) شرمندهام ... تو نمايشگاه کتاب ، با مواردي برخوردم که احساس کردم هرچي تا حالا فکر ميکردم (فکر ميکردم!!!!) کار فرهنگي کردم ... مثل خوردن آب زرشک تو پوست هندونه بوده !!!!!!! ...(سعي نکنيد امتحان کنيد ... خيلي سخته !!!) به اشخاصي برخوردم که رسيدم به اين آيه که در حق من و امثال من ميفرمايد : ولالضالــــــــــــــــــــــــــــــــــين !!! اصلا کار فرهنگي برا کي؟!!! خودم سر تا پا مشکل دارم، به فکر اصلاح ديگرونم که باطنشون زلاله ولي ظاهرشون به دليل ... (هرچي ... که مقصر هم من و امثال منيم!!!) يه نوع مريضي که اونم درمان داره ، اينجوريه ...
6. به بهونه اينکه رسيديم به جايي که الگوي جوونا شده محمدرضا ... که اول گيتار ميزد ولي به دليل خوشتيپي شد بازيگر ... ولي اي کاش گلزار شهدا شده بود الگو ... نه گلزار ،که اونايي که توش هستند ... که شده فلان بازيگر که از فرط محبوبيت و شهرت و ... (به دلايل امنيتي ، سياست بازي و از همه مهمتر؛ ناموسي از بقيش معذورم ... !!!) هنوز ازدواج نکرده و معلوم نيست چه گندي داره ميزنه ...
7. به بهونه اينکه چرا گوجه شده بود 2000 تومن ... چرا خيار گرونه ... چرا سيب زميني شده اِن قدر ... به بهونه اينکه چرا عدالت رو اندازه نميگيرن که آقاي دکتر که يکي از شعاراشون ارتقاي عدالت اجتماعي هست ببينيم چقدر ارتقا دادند ... به بهونه اينکه چرا نفت سر خونههاي مردم نيست ... ( در يکي از ايالتهاي کانادا چاه نفتي پيدا شده و درآمد آن هر ماه به حساب مردم ريخته ميشود !!!!!!!) ... به بهونه اينکه هنوز مردم فکر ميکنن رايشون بي تاثيره ؟ به بهونه اينکه چرا مردم به هيچي ديگه اعتماد ندارند ... : همتون و همشون حق دارند ...(که سخن سرورم امام سجاد(ع) هست که ميفرمايند : از فقر به خدا پناه ميبرم) ولي ببينيم به ساز کي داريم ميرقصيم ... به خدا منم دردم ميگيره وقتي ميبينم جوونا از فرط بيکاري و فقر رو به چه چيزايي که نميآرند ... ولي راه حلش اينه که بزنيم از ته ريشه نظام رو بزنيم ؟ راهش اينه که بزنيم هر کي از راه رسيد انگ دزدي بچسبونيم بهش؟
8. به بهونه اينکه يه بابايي ، تو همين روزا ، از قصه (غصه!!!) خرمشهر دق کرد ... به بهونه ... (بهونه زياده نه؟!!)
با همه لحن خوش آواييم
در به در کوچه تنهاييم
**
شايد اين جمعه بيايد شايد !!!!!!!!!
(به خدا ديگه خسته شدم !!!!!!!!!)
9. خيلي تند رفتم و چرت و پرت (مثل اکثر موارد ... آقا محمد علي اگر جاييش نا مفهوم بود زياد جدي نگير اخوي فقط دعا يادت نره که محتاجيم ) ولي فقط گوشهاي بود از حرفهايي که داره منو ميترکونه ... دعا کنيد نترکم !!!!!!!!!!!!!
و من الله التوفيق
يا علي مدد
هو الجميل
امشب حس قريبي (غريبي!) دارم ... با خبري که امروز يکي از برو بچ (دانشگاه!) بهم داد بي ارتباط نبود ... نميدونم آدما زود از ياد هم ميرند ... درسته اين شعر که ميگه :
از دل برود هر آنکه از ديده برفت
اهل خونه که خوابيدن زدم بيرون ... يه چرخي تو پارک زدم و يخده (يک خورده!) فکر کردم ... کاري که خيلي کم ميکنم !!!!!!!! به اين نتيجه رسيدم که : برم بالاي برج ميلاد ... هاي هاي فکرتون جاهاي باريک نره يهويي !!! برم بالاي برج ميلاد چون اونجا به خدا نزديکتره ... صدام بيشتر بالا ميره ... آخه ميدونيد ؛ صداي آدم (انسان! که غم کشيدن کار هر شياد نيست!) گنهکار از جلوي لبانش تجاوز نميکنه ...
**
حرف زدن با تو آسان و بدون تشريفات است و نياز به گرفتن وقت قبلي نيست! هر بار هم که به سراغت ميآيم با آغوش باز ميپذيري ... بي آنکه گلهاي از بي خبري و دوري ما از خود بکني. با آنکه ميداني که با باز شدن گره مشکلاتم ميروم تا گره بعدي ... گفتن حرف دل با تو آسان است و درد و دل کردن با تو شيرينتر و بهتر از گفتن دردهاي خويش به ديگران است . تويي که درد ما را بهتر از خود ما ميداني . بار الها! درد دل را با تو گفتن و از تو کمک خواستن خود نشان بندگي و عجز و ناتواني ما است ...
(به قلم يه بابايي _ که به دلايل امنيتي سياست بازي از نام بردن اسم اين شخص معذورم!!!)
مادرم چاقو را در حوض نشست
ماه زخمي ميشد ...
***
و من الله التوفيق
يا علي مدد
نام: | |
ايميل: | |