هو الجميل
لا يستوي اصحاب النار و اصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون
هرگز اهل جهنم و اهل بهشت با هم يکسان نيستند، اهل بهشت به حقيقت سعادتمندان عالمند
(20 – حشر)
يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقکِ قبل ان يخلقکِ فوجدناکِ لما امتحنکِ صابره (اي کسي که خداوند باري تعالي قبل از اينکه تو را خلق کند آزمودت و چه بردبار و صابر تو را يافت در اين آزمون) ... السلام عليکِ يا بنت رسول الله ... السلام عليکِ يا بنت خليل الله ... سلام بر تو اي دختر برگزيده خدا ... السلام عليکِ يا بنت خير البريه ... السلام عليکِ يا سيدة نساء العالمين از ابتداي خلقت تا انتهاي خلقت ... سلام بر تو اي همسر ولي خدا و بهترين خلق بعد رسول الله ...
السلام عليکِ ايتها الصديقة، الشهيدة، الرضية، المرضية، الفاضلة، الزکية، الرشيدة، الحوراء، الانسية، التقية، النقية، المحدثة، العلمية، المظلومة، المغصوبة حقها، الممنوعة ارثها(مگه ميشه با يه حديث جعلي فاطمه رو از ارث محروم کرد، آره حق داشتند اگر فدک دست اهل بيت بود مردمي که عقلشون به چشمشون بود، ديگه کسي نبود که دور و بر غاصبين بگرده) ، المکسورة ضلعها(واقعا معنيش سخته خودتون تو مفاتيح بخونيد!)،المظلوم بعلها(شوهرش مورد ستم واقع شد!!!!!)، المضطهدة (سختي ديده)، المقهورة، الطاهرة، المعصومة، السلام عليک يا فاطمة بنت رسول الله، و بضعة لحمه(و پاره تن پيامبر)، و صميم قلبه(و سويداي دل او)، و پاره جگر او، و حبيبة المصطفي(که خود حضرت مصطفي حبيب الله بود)، و قرينة المرتضي ...
اشهد الله و رسوله و ملائکته، که چي؟ که خشمگينم بر هر که تو بر او خشمگيني، و بيزارم از کسي که تو از او بيزاري هر کس فاطمه را اذيت کند مرا اذيت کرده و هر کس مرا اذيت کند خدا را اذيت کرده است ... و دشمنم با هر که تو جواب سلامش را ندادي و پشت به او کردي (که جواب سلام مسلمان!! واجب است و قطعا او از مسلمانان نبود و در کفر به سر ميبرد که جوابش را ندادي!!! و جواز لعن و نفرين بر کافر صادر شده)، و دوستم با هر که تو دوستش بداري ... و ان شاء الله بر اين عقيده استوار خواهم ماند ...
(زيارت حضرت فاطمه(س) – مفاتيح الجنان)
_______________
اضافات :
يکمرتبه ديگر در خاتمه اين وصيتنامه بملت شريف ايران وصيت ميکنم که در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداکاريها و جان نثاريها و محروميتها مناسب حجم بزرگي مقصود و ارزشمندي و علو رتبه آن است. آنچه که شما ملت شريف و مجاهد براي آن بپا خاستيد و دنبال ميکنيد و براي آن جان و مال نثار کرده و ميکنيد والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدي است و مقصودي است که از صدر عالم در ازل و از پس اين جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد و آن مکتب الوهيت بمعني وسيع آن و ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است ... و آن در مکتب محمدي صلي الله عليه و آله وسلم بتمام معني ... براي تحقق آن بوده ...
وصيت نامه سياسي الهي امام(ره)

با دل تنـــــگ به ســـــوي تو ســفر بايد کرد از سر خويـش به بتـــخانه گــذر بايد کرد
پيــــر ما گــفت ز ميـــخانه شـفا بايد جست از شـفا جستن هر خانه حــــذر بايد کرد
آنکه از جــلوه رخسـار چو ماهت پيش است بي گــمان معــجزه شــق قـــمر بايد کرد
گــر در ميــکده را پيـــر به عشــــاق گشــود پـس از آن آرزوي فتـــح و ظـــفر بايد کرد
مژده اي دوست که رندي سر خم را بگشود بـاده نوشان! لب از اين مائده تر بايد کرد
در ره جســـتن آتـشــکده سـر بــايد باخــت به جــفا کاري او سيـــنه سپـــر بايد کرد
سر خــــم باد ســـلامت که به ديدار رخش مسـت ساغـــر زده را نيز خبـــر بايد کرد
طره گيسوي دلدار به هر کوي و دري است پس بهر کوي و در از شوق سفر بايد کرد
ديوان امام(ره)
**
و من الله التوفيق
يا علي مدد